نقطه سر به سر (Break-even Point) عددی کلیدی در مدیریت مالی و برنامهریزی کسبوکار است که نشان میدهد چه میزان فروش لازم است تا مجموع درآمدها برابر مجموع هزینهها شود و سود صفر گردد. در عمل، شناخت صحیح این نقطه به مدیران، کارآفرینان و سرمایهگذاران امکان میدهد تا تصمیمات قیمتگذاری، تولید و برنامهریزی نقدینگی را بهینه کنند و ریسک ورشکستگی را کاهش دهند.
صرافی فلامک معامالت بی واسطه، هزینه کمتر، سرعت بیشتر
فرمول و نحوه محاسبه نقطه سر بهسر
فرمول پایهای برای محاسبه نقطه سر به سر (برحسب واحد محصول) به شکل زیر است:
تعداد واحد برای نقطه سر به سر = هزینههای ثابت / (قیمت فروش هر واحد − هزینه متغیر هر واحد)
هزینههای ثابت: هزینههایی که مستقل از حجم تولید باقی میمانند (مثل اجاره، حقوق ثابت، بیمه).
هزینههای متغیر: هزینههایی که با افزایش یا کاهش تولید تغییر میکنند (مثل مواد اولیه، بستهبندی، کمیسیون فروش).
قیمت فروش: قیمتی که محصول یا خدمت به مشتری عرضه میشود.
مثال عددی و توضیح مرحله به مرحله
فرض کنیم هزینههای ثابت ماهانه 10,000 واحد پولی، قیمت فروش هر واحد 50 واحد و هزینه متغیر هر واحد 20 واحد پولی باشد. در این حالت سهم هر واحد در پوشش هزینههای ثابت (مابهالتفاوت قیمت و هزینه متغیر) برابر 30 خواهد بود (50 − 20 = 30). بنابراین:
تعداد واحد لازم = 10,000 ÷ 30 ≈ 333.33 واحد. از آنجا که نمیتوان بخش کسری از یک واحد فروخت، باید تا 334 واحد بفروشید تا هزینههای ثابت پوشش داده شود. در این نقطه درآمد ناخالص برابر 334 × 50 = 16,700 واحد پولی خواهد بود و مجموع هزینهها (10,000 + 334 × 20 = 16,680) تقریباً برابر با درآمد است (با توجه به گرد کردن، سود اندکی مثبت یا صفر خواهد بود).
اهمیت نقطه سر بهسر برای کسب و کارها
تصمیمگیری قیمتگذاری: با دانستن نقطه سر به سر میتوان تعیین کرد که آیا قیمتگذاری کنونی امکان پوشش هزینهها را میدهد یا باید بازنگری شود.
برنامهریزی تولید و ظرفیت: نقطه سر بهسر نشان میدهد چه حداقل تولیدی برای جلوگیری از زیان لازم است؛ این عدد در تصمیمات سرمایهگذاری روی خطوط تولید یا استخدام موثر است.
تحلیل طرح توجیهی: برای سرمایهگذاران و بانکها، نقطه سر بهسر شاخصی مهم در ارزیابی ریسک و بازگشت سرمایه است.
مدیریت نقدینگی: دانستن فاصله تا نقطه سر بهسر کمک میکند تا مقدار نقدینگی مورد نیاز برای عبور از دورههای کمفروش برآورد شود.
اشتباهات رایج در تفسیر نقطه سر بهسر
نادیده گرفتن تغییرات قیمت و هزینه: نقطه سر بهسر یک مقدار ثابت نیست؛ تغییر قیمت فروش یا هزینههای متغیر آن را تغییر میدهد.
نادیده گرفتن فصلیت و نوسان فروش: در کسبوکارهای فصلی، محاسبه ماهانه یا فصلی ضروری است.
استفاده از میانگینهای نامناسب: بهکارگیری میانگین قیمت یا هزینه متغیر در شرایطی که پراکندگی بالاست میتواند نتایج گمراهکننده بدهد.
عدم درنظر گرفتن ترکیب محصول: در کسبوکارهایی با چند محصول، باید نقطه سر بهسر بر اساس سهم هر محصول در سبد فروش محاسبه شود.
چگونه نقطه سر بهسر را کاهش دهیم؟
کاهش هزینههای ثابت: مذاکره برای کاهش اجاره، برونسپاری بخشی از عملیات یا تعدیل هزینههای اداری.
کاهش هزینههای متغیر: بهبود زنجیره تأمین، خرید مواد اولیه عمده یا مذاکره با تامینکنندگان.
افزایش قیمت (اگر بازار اجازه دهد): افزایش قیمت با حفظ ارزش برای مشتری، مستقیماً سهم هر واحد در پوشش هزینههای ثابت را افزایش میدهد.
افزایش فروش به محصولات با حاشیه بالا: تمرکز بر محصولات یا خدمات با حاشیه سود بیشتر تا میانگین سهم واحد افزایش یابد.
صرافی فلامک

کامنت ها
بهتر است بازده سرمایه گذاری (ROI) را سالانهسازی کنید
تاریخ: 18 دی 1404 | زمان: 15:04:53[…] کاهش هزینههای معامله و مالیات، افزایش بازده خالص. […]